
من افسانه، 24 ساله
فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع غذایی و اهل تبریزم .
و این وبلاگ دست نوشته های منه
که تنها محرمشون تنهایی هام بودن !
و تقدیم شون می کنم به بهترینم توی زندگی، دلبرین!
افسانهafsaneeeh

من افسانه، 24 ساله
فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع غذایی و اهل تبریزم .
و این وبلاگ دست نوشته های منه
که تنها محرمشون تنهایی هام بودن !
و تقدیم شون می کنم به بهترینم توی زندگی، دلبرین!
درد دلهای؟
آرشیو ماهانه
نوشته ام از ...
دوستان
لوگوی دوستان
آمار ستاره ها
افراد آنلاين:
چند ستاره شناس ؟؟::
طراح قالب
طراح قالب :
Pars Theme
![]()
نام قالب :
Love is
Powered By
BLOGFA.COM
ستونی پر از حرف اما همه بی رنگ !
تاریخ ثبت دوشنبه دهم مرداد 1390 و ساعت
به نام تک وادی امید
سلام مثل همیشه! همون رنگی!
نمی دونم چی شد که اینجارو وا کردم شاید از درد تنهایی و دوری ات باشه .
بی تو بودن خیلی سخته، خیلی سخت !
کاش پیشم بودی ... می تونستی این درد بزرگ توی دلم رو تسکین بدی
حالا که نیستی
دلم می خواد برات بنویسم
حرفام رو گوش بدی. بگی یه روز دوری تموم میشه !
آرومم کنی !
درد دل کیست ؟ : [ افسانه ] از چه می نویسی عاشق ؟ : [ ]
[ ]
[ 5 ]
تاریخ ثبت جمعه چهاردهم مرداد 1390 و ساعت
سلام , تولدت مبارک !
منت سر تقویم ها گذاشتی , تابستان رو خجالت دادی ,
مرداد رو سر افراز کردی , عدد چهارده رو تا ابد شرمنده خودت کردی ,
و بقیه سیصد و شست و چهار روز سال رو ,
اگه کبیسه نباشه حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی .
تولدت مبارک !
زیبای من، خوش اومدی ...
قدم روی چشم عدد چهارده گذاشتی که تولدت رو با اون ساختی ,
لطف کردی دستی هم به سر ماه دوّم تابستان کشیدی .
چه اقبالی داشت فصل تابستان که تو تحویلش گرفتی ,
تولدت خیلی مبارک !
چقدر مهربونی که گذاشتی روزای سال هر کدوم یک سال ,
مزه کیک تولد تو رو زیر ساعت های نازنینشون سپری کنن .
امسال منّت سر جمعه گذاشتی , پنجشنبه دق نکنه خوبه , تولدت مبارک !
من امروز به نیّت بیست و چهار ساله شدن تو ,
بیست و چهار بار خدای برگهای پاییزی رو سجده می کنم .
بیست و چهار گلدون رو آب می دم , بیست و چهار کبوتر رو آزاد می کنم ,
بیست و چهار گل رو نمی ذارم بچه های بازیگوش بچینن ,
بیست و چهار بار به روی رهگذرهای خسته لبخند می زنم ,
بیست و چهار هزار بار آه می کشم ,
بیست و چهار هزار بار سرم رو به آسمون می کنم و دعات می کنم ,
بیست و چهار هزار بار خوشبختی ات رو از خدا می خوام ,
بیست و چهار بار خدا رو با هزار لحن مختلف توی بیست و چهار حالت سبز
با بیست و چهار اشک زلال صدا می زنم و
بیست و چهار بار روی بیست و چهارمین برگ دفتر خاطرات بیست و چهار صفحه ایم می نویسم :
نازنین دل افسانه , بیست و چهار بار به توان بیست و چهار هزار بار تولدت مبارک .
کسی که بیست و چهار هزار بار دوستت داره .
بیست و چهار بار با اسفند طوری که چشممون نزنن دوستت دارم .
عزیزم , بیست و چهار سالگی ات مبارک !
نه !!! اصلآ خیلی ساده ...
تولدت مبارک !
درد دل کیست ؟ : [ افسانه ] از چه می نویسی عاشق ؟ : [ تولد! ]
[ ]
[ 5 ]
copyright © afsaneeeh All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme
